چرندیات یک کودک نفهم
قبل از هرچيز از همه ي كساني كه در اين نظرسنجي بنده ي اونجانب را ياري نمودند تشكر به عمل مي آورم و از آنجايي كه تعداد آنان كه مرا ياري نمودند بسي ي ي ي ي زياد مي بود و در اين مقال نمي گنجد تنها نام تعدادي از آنها را آورد مي كند. جناب خانم پرستو و خانم كودك خوشحال و خانم پرستو و ... كودك خوشحال و ... پرستو و ... و خيلي ي ي ي ي هاي ديگر!! به هرحال تصميم اينجانب بر اين گرديد كه وبلاگ خود خويشتن را به پرشن بلاگ انتقال نمايم. باشد كه از دست بلاگفاي زاغارت و قر و قمبيل هايش قدري اندكي آسوده را گردم. و شما نيز بتوانيد نظرات خود ساتع كنيد و موهاي خود كمتر كنده كنيد و كمتر زجر را بكشيد و بياورد زيرا دانسته مي باشم كه اگر نظرات خود براي اين وبلاگ اصيل و شخيص و غيره ساتع نكنيد روزتان به شب رسيدن نمي كند! جداي از بخش نظرات بلاگفا دگر مشكلجاتي نيز مي داشت همي كه مربوط به شخص شخيص نويسنده، بنده ي اينجانب، نفهم كودك مي باشد در نتيجه از گفتن آن خودداري مي ورزم و به شما چه مربوط! و يك دليل اساسي تر ترِ روي آوردن اين حقير به پرشن بلاگ اين مي باشد كه اندرون بخش نظراتش بسي داراي آدمكان ياهوويي مي باشد ... باشد كه ذوق مرگ شويم و هورا و هولي هولي هولي! البته اين نكته را نيز متذكور گردم كه جدا گشتن از بلاگفا نيز خيلي آسان نبوده و اعماق دلم اندكاني گير نموده است و دلم برايش نخود را مي گردد :( /زيرا كه كلن "جدا گشتن" از هر چيز و هر كسي و هر ناچيز حتي براي مخيله ي اين نفهم كودك تعريف نگرديده است و وقتي بحثش به ميان بيايد مخچه ي اين حقير مي فرمايد:"هون؟"!/ به منزل جديد اينجانب آمدن فرموده نظرات ساتع كنيد آدمك بچسبانيد ذوق را نمايم نيشانم باز گردانم. من الله توفيق با تشكر زورت (تمامي "ساتع" هاي اين ننه مرده وبلاگ با "ت" ي دسته بلند مي باشد! آیا می باشید فِضول و هون؟! نظرسنجي زورت: اينجانب تصميمات اخذ كرده به دليل زاغارت گونگي سيستم بلاگفا، وبلاگ خود خويشتن را به جايي ديگر /مثلا بلاگ اسكاي/ منتقول گردانم و از شما خواهانم كه نظرات خود را مبني بر اين واقعه كه بالاخره منتقل گردانم يا منتقل نگردانم براي اين حقير ارسال نماييد. و اگر منتقل گردانم بفرماييد كه به كجا منتقل گردانم بهترتر است:بلاگ اسكاي؟ پرشن بلاگ؟ و هون؟! منتظر سنجيدن نظرات شما مي باشم. تنها تا روز شنبه فرصت را ميداريد :دي بنده: هون؟ سحر: كودك! بنده: بلي؟ سحر: كودك نفهم!! بنده: چيست؟ سحر: نفهم!! بنده: چيست مرا؟! سحر: كوفت! بنده: سحر: مرض! بنده: سحر: درد بی درمون! بنده: سحر: اون دندونهای بی صاحابُ واسه خوشگلی نذاشتن تو حلقت!! بجو!!! غذا کوفت می کنی بجو!!! معده ات دهنش سرویس شد انقد جور دندونهاتُ کشید بنده: ,Sometimes you respect someone and he never knows To him, who was looking for something I had ... and he was not able too see
پس از تو نمونم براي خدا تو مرگ دلم را ببين و برو چو طوفان سختي ز شاخه ي غم گل هستي ام را بچين و برو كه هستم من آن تكي درختي كه در پاي طوفان نشسته همه شاخه هاي وجودش ز خشم طبيعت ... آه سه عددي ئه! آه سه عددي كتبي ام! آه گوگوليانم! :( همانا سه عدد از كتب نازنينم به دليل نامعلومي نم را كشيده اند و چروك را ئيده اند و مُچول را گشته اند ... مكتشفان منزل در پي كشف علت اين حادثه ي اسف بار مي باشند... آه كتبي ام آه گوگوليانم آه مگوليِين!! +برف؟!!! هوممممم زمستان است ... :دي دي دي دي پسزورت: چند عدد كتب ديگر نيز يافتم كه مُچول گشته است =(((((((( سحرزورت: به درك!! كور شي چشت درآد چس كلاس نذاري همون كتابخونه داغون قبلي تو بياري استفاده كني!!! پايين پنجره جاي كتاب گذاشتنه؟! نفهم!! اصلن خوبت شد!! كودكزورت: بلي! :| هم اكنون نيز به همان داغان كتبخانه روي خود آوردم و دستانم از پاهانم درازتر مي باشد =(( خودِ خودِ خويشتنت! فداي سر كچل موفرفري ات كه كسي فهميدن نمي كندت همي ... شايد روزي كسي ... نا اميد نيز نبايد بودن!
)
... ![]()
)![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

| Design By : Pichak |



